اين روزها همه از «مرد هزارچهره» صحبت میكنند. هيچكس نمیخواهد از اين قافلهی نوشتن از سريال عقب بماند. من هم يكیاش. يكنفر از داستان «چه» انتقاد میكند و ديگری جواب آنيكی را میدهد. امير ژوله هم، عكسش توی هر نشريهای پيدا میشود. او نويسندهی اصلی داستان «چه» بوده و خب بيشترين انتقاد هم روی همين قسمت است. ولی میدانيد مهمتر از همهی اينها چيست؟ اينكه حالا ما سنتوری را ديدهايم و نيازی هم به ديدن اين سريالها نداريم. ما حالا با فيلمی روبهرو شدهايم كه ولمان نمیكند. سنتوری، هنوز هم -كه 2 روز است نديدهاماش- برایم شاهكاریست… !
در دایرهزنگی
آوریل 13, 2008دیشب برای اولينبار، تيزر تبليغاتی فيلم دايرهزنگي از شبكهی چهار پخش شد. این تأخیر یکماهه برای پخش تیزر فیلم هم، برای محکزدنِ موقعیت آن بود. مطمئناً تهیهکننده، خیلی علاقه داشت فیلمش در شرایطی پرفروش شود که هیچ تبلیغ تلویزیونی خاصی برایش نکرده و مردم دهانبهدهان فیلم را به هم توصیه کردهاند! (راجع به توصیهی دهانبهدهان چیزی نمیگویم!) که همینطور هم شد و فیلمش تا قبل از پخش این تیزر 385 میلیون تومان فروخت. حالا که موقعیتِ خوب فیلمش را به رخ همه کشیده، با خیال راحت میتواند تبلیغ آن را در تلویزیون پخش کند، تا توجه قشرهای دیگر جامعه را نیز به فیلمش جلب کند.

ارسال شده توسط راوی دختردايی گمشده 
ارسال شده توسط راوی دختردايی گمشده 
