یک فیلم، یک تجربه

دسامبر 18, 2008

پشت صحنه‌ی فیلم سینمایی آتش سبز هم‌اکنون از شبکه‌ی 4 سیما درحالِ پخش است. این برنامه و برنامه‌هایی شبیه آن در قالب مجموعه‌ی یک فیلم، یک تجربه قرار است پنج‌شنبه‌ها ساعت 21 از شبکه‌ی 4 پخش شود. سری قبل این مجموعه سال گذشته با پخش پشت صحنه‌ی فیلم‌های کالت و محبوب سی‌سال سینمای بعد از انقلاب ایران، همچون آژانس شیشه‌ای، من ترانه پانزده سال دارم، بودن یا نبودن و… شهرت یافت و در اوج به پایان رسید. ظاهراً تهیه‌کننده‌ی این مجموعه‌ی مستند رضا میرکریمی است که اپیزودهای مستند فرش ایرانی هم به تهیه‌کنندگی او سال گذشته از برنامه‌ی مردم ایران سلام به پخش رسید. این مستندها را از دست ندهید و اوّل بروید فیلم‌های هر هفته را ببینید، بعد هم بنشینید و پشت صحنه‌اش را به همراه گفته‌های سازندگان‌اش نگاه کنید. اگر پنج‌شنبه ندیدید، احتمالاً ظهر جمعه تکرارش را می‌توانید ببینید…

لینک‌های مرتبط:
فیلم‌های سری جدید یک فیلم یک تجربه
سری جدید یک فیلم یک تجربه


حبیب رضایی و خاطراتِ «من، ترانه»

جولای 7, 2008

دیشب که حبیبِ رضایی مهمانِ «دو قدم مانده به صبح» بود، اولِ خط، فریدون جیرانی اظهار امیدواری کرد که مثل برنامه‌ی دیشب با رضا کیانیان، وسطِ صحبت، تصویرشان قطع نشود! و صالح‌علاء داغِ دل‌ش تازه شد که بگوید قطعیِ دیشبِ برنامه تصادفی بوده و هیچ پشتِ پرده‌ای نداشته که به‌نظرم حرف‌های‌ش راست می‌آمد. [+ ]

بعد جیرانی شروع کرد به گفتگو درباره‌ی بازیگردانیِ حبیب. که حبیب هم گفت: «70 درصد بازیگردانی انتخابِ کستینگ است و 30 درصدش کارکردن روی آن‌هاست. وقتی کستینگ را درست و به‌جا انتخاب کنی، موقعِ کارکردن روی‌شان، با مشکلی رو‌به‌رو نمی‌شوی. » و البته هردوی‌شان متفق‌القول بودند که کستینگِ آتیلا پسیانی در «آژانس شیشه‌ای » بی‌نظیر بوده و همه‌ی بازیگرها، درست و به‌جا نقش‌ها را به‌خود گرفته‌اند.

7y7huvm
در جشنِ چلچراغ – سال 86

حبیب این را هم گفت که «ارتفاع پست » سخت‌ترین بازیگردانی‌ش بود. چون 45 روز وقت داشت با 45 بازیگر سر و کله بزند تا 1382 سکانسِ فیلمی که در سال 1382 ساخته شده را به اتمام برسانند! جیرانی هم طبقِ معمول، پسِ کله‌ش را خاراند و یک‌دفعه بحث را عوض کرد: «لیلا چطور بود؟ سخت می‌گرفت کار رو؟ »؛ «نه اتفاقاً لیلا خیلی خوب بود… »

رضایی خاطره‌ای را هم از همین جشنِ منتقدانِ چند شب پیش گفت که جالب بود: «اون شب یکی از منتقدین به من گفت: صدرعاملی بهترین کارگردانِ ملودرام شد، حاتمی‌کیا بهترین کارگردانِ دفاع مقدس شد، تبریزی بهترین کارگردانِ کمدی شد. ولی یه چیزی، تو با همه‌ی این‌ها کار کردی! »

و امّا نوبت رسید به خاطره‌گویی از (به‌قولِ جیرانی که در برنامه‌ی «مهتاب نصیرپور» هم همین را می‌گفت) «من، ترانه». حبیب رضایی گفت این را که از 700 نفر تست و فیلم و عکس گرفتند. اینکه به حمید علیدوستی ارادت داشته. اینکه ترانه در آموزشگاه امین تارخ ثبت‌نام کرده بود و تارخ بارقه‌هایی در او دیده بود و اینکه حبیب رضایی هم بار دوم که ترانه را دید، این بارقه‌ها را کشف کرد. اینکه صدرعاملی گفت: «تو برو ببین. اگر واقعاً خبری بود مرا صدا کن. » و واقعاً هم خبری شد و صدرعاملی را صدا زد که بیاید. اینکه 7 ساعت فیلم از ترانه گرفت و سعی می‌کرد او را در موقعیت‌های خاصی قرار دهد، تا ری‌اکشن‌های‌ش را ثبت کند. اینکه حتّی بعد از انتخابِ ترانه که نفرِ 200 و خورده‌ای‌اُم بود، باز هم تا نفر 700 و خورده‌ای‌اُم به جستجو ادامه دادند. و بالاخره اینکه وقتی صدرعاملی آن 7 ساعت فیلم را دید، دیگر، کار، تمام شده بود.

پی‌نوشت: تمام اشاراتِ این نوشتار به جملاتِ رضایی و جیرانی در برنامه‌ی دیشب، نقل به مضمونِ آن‌هاست و احتمالاً هیچ‌کدام «دقیقاً » و «عیناً » آن‌طور که اینجا می‌خوانید، گفته نشده‌اند! و مطمئناً این، تمامِ حرف‌هایی نیست که در این برنامه گفته شد… .