» سؤال: این آقا، بابای نادر و صابر و بهجت است یا پدربزرگ درسا و فریده و فرزانه؟
» جواب: نخیر. نیست. گمان نمیکنم باشد.

قسمت ۱۸ بزنگاه فردا پخش میشود و به گمانم سریال وارد مرحلهی جدیدی میشود.
در قسمت آخری که قبل از شبهای قدر پخش شد، دیدیم که رضا عطاران [همان نادر] در خانه را باز میکند و احمد پورمخبر را پشت در میبیند و میگوید: «اِ! سلام آقاجون! بالاخره به خواب من هم اومدین؟ بذارین دستتون رو ببوسم…» و پورمخبر که ریش کمی دارد، کمی جلو میآید و سریال یک هفته به حالت تعلیق درمیآید.

عکسی که قبلاً به عنوانِ «آقاجون» به بیننده معرفی شده، همین تصویر احمد پورمخبر است. که اگر نبود هم، آمدن او در این قسمت «بزنگاه» همه را به این اشتباه میانداخت که او پدر نادر و صابر و بهجت است. ولی این یک اشتباه بزرگ است احتمالاً. چون یک روزی همین احمدآقا پورمخبر در برنامهی افطار شبکهی دو به همراه پسرش حاضر شده بود و با همان لحن شیرین و جذاب خود، داشت داستان ورود به تلویزیون و سینمای ایران را تعریف میکرد. از رابطهاش با عطاران حرف میزد و با کلام شیریناش برعکس سناش درتضادّ کامل با پسر جوانِ ساکت و محجوباش بود.
وقتی رسید به ته این داستان، گفت: [با لحن خودش بخوانید:] «تا همین سریال بزنگاه. که در خدمت آقارضا هستیم. و نقش عموی آقارضا رو داریم!» آن موقع فکر کردم، چون اصلاً در این سریال نقشی نداشته و فقط از او عکسی گرفتهاند تا مثلاً پدر خانواده باشد، از جزئیات خبر ندارد یا فراموشی گرفته که میگوید: «عمو»! درحالی که قاعدتاً باید بگوید: «پدر». ولی وقتی پایانبندی قسمت هفدهم سریال را دیدم و کمی فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که خودم رودست خوردهام و اتفاقاً عقل و حافظهی احمدآقا سرجایش است! به این دلیل است که میگویم این آقا، پدربزرگ درسا و فریده و فرزانه نیست؛ بلکهی عموی نادر و صابر و بهجت است…
قسمت ۱۸ بزنگاه فردا پخش میشود و سریال وارد مرحلهی جدیدی میشود. و البته معلوم میشود که احمد پورمخبر فراموشی داشته یا اینکه من درست حرفهای آنشباش را بهخاطر نیاوردم!
به زودی در عکسسازی: با توجه به اینکه تنها سریالی که در این ماه میبینم، همین «بزنگاه» عطاران است، خوشحال باشید که تا آخر این ماه (و تا آخر همهی ماهها) فقط به همان خواهم پرداخت! یکچیز دست به نقد فعلاً: منتظر متن بخشهایی از گفتگوی عطاران با فریدون جیرانی در برنامهی دو قدم مانده به صبح (که تیر امسال پخش شد) باشید تا بعد ببینیم چه میشود!
چه کنیم که هنرمندان هیچوقت با یک وبلاگنویس مصاحبه نمیکنند تا متن آن در وبلاگ او منتشر شود، بنابراین فعلاً مجبوریم به رونمایی مصاحبههای درجهی دو بسنده کنیم، که البته برای اولینبار روی وب قرار میگیرند!

«درجهی دو»های من:
[خداداد عزیزی: ۳ میلیون]
[حبیب رضایی و خاطرات «من، ترانه»]
[یادداشتِ خداحافظیِ افشین قطبی]
[کیانوش عیاری؛ یک ذهنِ زیبا]
[فرار مغزها نکن: بزرگمهر حسینپور در تلویزیون | سنگ پا]
[مسعود کیمیایی و جواد طوسی در دو قدم مانده به صبح | سنگ پا آنلاین]

