دلایل عدم نمایش سنتوری از زبان وزیر ارشاد؛ پس از یک سال

درست یک سالِ پیش بود که سنتوری اکران نشد. حالا بعد از یک سال، وزیر ارشاد گفته: «از مواردی که مورد توجه این وزارتخانه در فیلم‌های سینمایی است، آن است که از کسانی که با ظاهر مذهبی در جامعه هستند، چهره‌ی خبیثی ساخته نشود، دلیل جلوگیری از اکران یکی از فیلم‌ها این بود که فرد (نابابی) خود را متصل به خانواده‌ای مذهبی و سمبل مذهب می‌دانست که به همین دلیل جلو این فیلم گرفته شده بود.» [خبرگزاری ایسنا؛ 30 تیر 1387].

دل و دماغِ نوشتن ندارم. حمید هامون مُرده و من هیچ کاری نکرده‌ام. فقط خوابی دیده‌ام که او شبِ آخری، ما را آدم حساب کرده و آمده به خواب‌مان. می‌دانم زمان خوبی نیست برای نوشتن از چیزی غیر از هامون. چیزی غیر از شکیبایی و هنرش. امّا نمی‌توانم طاقت بیاورم و ننویسم از این هنر ِ بخش‌نامه‌ای.

capture

وزیر ارشاد هیچ اشاره‌ای به سنتوری نکرده. ولی شما فرض کنید منظورش سنتوری بوده. در این صورت یعنی چه: «فرد (نابابی) خود را متصل به خانواده‌ای مذهبی و سمبل مذهب می‌دانست»؟ یعنی اگر کسی از خانواده‌ای مذهبی باشد امکان ندارد  فرد نابابی باشد. و اگر این طور شود، دیگر «خود را متصل به… می‌دانست» چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ کسی که خانواده‌اش مذهبی است (رویِ اینکه واقعاً این مسائلِ ظاهری، مذهبی‌بودن را نشان می‌دهد یا خیر، فعلاً بحث نمی‌کنم) و پیشِ آن‌ها می‌رود، خود را متصل به ایشان دانسته؟

دوم اینکه «از کسانی که با ظاهر مذهبی در جامعه هستند، چهره‌ی خبیثی ساخته نشود». حالا چند تا بحث پیش می‌آید. اینکه کسی با ظاهر مذهبی در جامعه باشد، آیا دلیل بر این است که مذهب در باطنِ آن شخص هم وجود دارد؟ یا اینکه چون پسر (به قولِ وزیر؛ ناباب) از مادرش ارث‌ش را طلب کرده، پس چهره‌ی خبیثی از کسانی که با ظاهر مذهبی در آنجا بودند، ساخته شده؟

در صداوسیما بخش‌نامه‌ای هست که در سریال‌ها نباید افرادِ منفیِ داستان، چادر به سر داشته باشند. این بخش‌نامه آن‌قدر مزخرف است که در یکی از این سریال‌ها، نقشِ (به ظاهر) منفیِ قصّه، مانتو می‌پوشد. بعد که کمی خوب می‌شود، چادر به‌سر می‌کند. بعد که دوباره خلاف می‌شود، چادرش را درمی‌آورد.

آخر کی گفته می‌شود بد و خوب، زشت و زیبا، منفی و مثبت، ظاهر و باطن را خط‌کشی کرد و از هم جدا کرد؟ هان؟ کی گفته؟ کی گفته کسی که ساز می‌زند و می‌خواهد بدین‌وسیله روح‌ش را شاداب نگاه دارد، حرامی است و باید از خانه‌ی مادری بیرون رانده شود؟ که پدری که سه سال است پسرش را آقِّ والدین کرده، مادری که سه سال است نگفته: خر ِ پسرش به چند منّ؟ مذهبی هستند و پسری که پیِ زندگیِ سالم بوده و از مخفی‌بازی‌های کودکی توی زیرزمین با سنتور، و طنینِ صدایِ زیبایِ ساز، شده: «علی سنتوری» غیرمذهبی است یا ناباب و باید از خانه بیرون‌ش کرد تا کسی که به‌ظاهر برای‌مان ناباب بوده، حالا دیگر برود سراغِ اعتیاد و جنس و دوا و تریاک و بشود: «علی بدبخته؛ علی تنها؛ علی پُرغم» و واقعاً ناباب شود… .

capture2

حواستان بود؟ وقتی علی وارد خانه‌ی مادرش می‌شود، شیخِ مجلس دارد درباره‌ی نسل گذشته و احترام و اخلاق و زندگی ماشینی حرف می‌زند: «خُب چه باید بکنیم؟ به نظر من فراموش کردنِ اصولِ اولیه‌ی اخلاقی و زیرپاگذاشتنِ حرمت و احتراماتی که از قدیم در نسلِ گذشته رایج بوده، غلبه‌ی زندگی ماشینی و…»؛ و بعدش: «به به! چه روز خوبی. چه حُسنِ تصادفی… مادر! من اومدم تو این روز مبارک حقّم رو از تو و پدرم بگیرم…»

یک پاسخ به “دلایل عدم نمایش سنتوری از زبان وزیر ارشاد؛ پس از یک سال”

  1. مهدی می گوید:

    این روایت برای معابد بود. تنها جایی که شهرها را به خطر می اندازد. پدر علی، مادرش، هانیه و حتا اون تمایل کوفتی همه از بازیگران و بازی گردانان ِ شهرها هستند. همین شهرها که روح ِ “علی”ها را به تنگ آورده اند. مذهب و خانواده های و مذهبی چه ربطی به این ماجرا دارند؟؟

پاسخ دهید