حبیب رضایی و خاطراتِ «من، ترانه»

Posted on جولای 7, 2008. Filed under: Cinema and Television | Tags: , , , , , , , , |

دیشب که حبیبِ رضایی مهمانِ «دو قدم مانده به صبح» بود، اولِ خط، فریدون جیرانی اظهار امیدواری کرد که مثل برنامه‌ی دیشب با رضا کیانیان، وسطِ صحبت، تصویرشان قطع نشود! و صالح‌علاء داغِ دل‌ش تازه شد که بگوید قطعیِ دیشبِ برنامه تصادفی بوده و هیچ پشتِ پرده‌ای نداشته که به‌نظرم حرف‌های‌ش راست می‌آمد. [+ ]

بعد جیرانی شروع کرد به گفتگو درباره‌ی بازیگردانیِ حبیب. که حبیب هم گفت: «70 درصد بازیگردانی انتخابِ کستینگ است و 30 درصدش کارکردن روی آن‌هاست. وقتی کستینگ را درست و به‌جا انتخاب کنی، موقعِ کارکردن روی‌شان، با مشکلی رو‌به‌رو نمی‌شوی. » و البته هردوی‌شان متفق‌القول بودند که کستینگِ آتیلا پسیانی در «آژانس شیشه‌ای » بی‌نظیر بوده و همه‌ی بازیگرها، درست و به‌جا نقش‌ها را به‌خود گرفته‌اند.

7y7huvm
در جشنِ چلچراغ – سال 86

حبیب این را هم گفت که «ارتفاع پست » سخت‌ترین بازیگردانی‌ش بود. چون 45 روز وقت داشت با 45 بازیگر سر و کله بزند تا 1382 سکانسِ فیلمی که در سال 1382 ساخته شده را به اتمام برسانند! جیرانی هم طبقِ معمول، پسِ کله‌ش را خاراند و یک‌دفعه بحث را عوض کرد: «لیلا چطور بود؟ سخت می‌گرفت کار رو؟ »؛ «نه اتفاقاً لیلا خیلی خوب بود… »

رضایی خاطره‌ای را هم از همین جشنِ منتقدانِ چند شب پیش گفت که جالب بود: «اون شب یکی از منتقدین به من گفت: صدرعاملی بهترین کارگردانِ ملودرام شد، حاتمی‌کیا بهترین کارگردانِ دفاع مقدس شد، تبریزی بهترین کارگردانِ کمدی شد. ولی یه چیزی، تو با همه‌ی این‌ها کار کردی! »

و امّا نوبت رسید به خاطره‌گویی از (به‌قولِ جیرانی که در برنامه‌ی «مهتاب نصیرپور» هم همین را می‌گفت) «من، ترانه». حبیب رضایی گفت این را که از 700 نفر تست و فیلم و عکس گرفتند. اینکه به حمید علیدوستی ارادت داشته. اینکه ترانه در آموزشگاه امین تارخ ثبت‌نام کرده بود و تارخ بارقه‌هایی در او دیده بود و اینکه حبیب رضایی هم بار دوم که ترانه را دید، این بارقه‌ها را کشف کرد. اینکه صدرعاملی گفت: «تو برو ببین. اگر واقعاً خبری بود مرا صدا کن. » و واقعاً هم خبری شد و صدرعاملی را صدا زد که بیاید. اینکه 7 ساعت فیلم از ترانه گرفت و سعی می‌کرد او را در موقعیت‌های خاصی قرار دهد، تا ری‌اکشن‌های‌ش را ثبت کند. اینکه حتّی بعد از انتخابِ ترانه که نفرِ 200 و خورده‌ای‌اُم بود، باز هم تا نفر 700 و خورده‌ای‌اُم به جستجو ادامه دادند. و بالاخره اینکه وقتی صدرعاملی آن 7 ساعت فیلم را دید، دیگر، کار، تمام شده بود.

پی‌نوشت: تمام اشاراتِ این نوشتار به جملاتِ رضایی و جیرانی در برنامه‌ی دیشب، نقل به مضمونِ آن‌هاست و احتمالاً هیچ‌کدام «دقیقاً » و «عیناً » آن‌طور که اینجا می‌خوانید، گفته نشده‌اند! و مطمئناً این، تمامِ حرف‌هایی نیست که در این برنامه گفته شد… .

Make a Comment

Make A Comment: ( None so far )

blockquote and a tags work here.

Liked it here?
Why not try sites on the blogroll...