خُب اول این رو بگم که حضور داریوش مهرجویی توی اون قسمتِ فیلم که در پست قبلی دیدید رو من کشف نکردم. دقتِ دوستم بود؛ امیررضا گوران. بقیهی نکتههای فیلم رو هم با همفکری هم بهاش رسیدیم و خُب ضربهی آخر رو من زدم و رفتم تصاویرش رو جدا کردم و اینجا گذاشتم.
حالا هم به 7 نمای دیگر میپردازم. 7 نمای دیگر از سنتوری:

اگر مهمان مامان رو یادتون باشه، در بخشی از اون، پسرک به تبلیغ مواد غذایی دلپذیر میپرداخت. توی سنتوری هم تلویزیون پارس تبلیغ شده.

حضور سیامک خواهانی توی این کنسرت جالبه. چون فقط اون پشت تکونتکون میخوره و ویولون نمیزنه! صدای بقیهی سازها هم به گوش نمیرسه.

اینجا و توی این برنامه هم پیانیست هست، ولی باز، دوربین مهرجویی نسبت بهاش بیاعتناست.

صفحهی اقتصاد روزنامهی شرق: «رئیس صنف بلورسازان: اگر دولت حمایت کند، بلور ایران در دنیا خواهد درخشید.» دو ساله به پسرش سر نزده، اونوقت به فکر جهانیشدن بلور ایرانه!

سایهی دوربین روی لباس یکی از تماشاگرهای کنسرت کاخ سعدآباد.

تا حالا نمیدونستید؟ حالا بدونید. ترجمهی لغتِ فارسیِ «آیکیو» میشه: «Einstein»!
من نمیدونم با این همه کنایهی مستقیم و غیرمستقیم به پیانو، چرا بعضیها این فیلم رو فیلمی توهینآمیز نسبت به موسیقی اصیل ایرانی میدونند؟
مربوط: نماهایی از سنتوری
مربوط: داریوش مهرجویی مُرد



می 3, 2008 در t 6:37 ب.ظ |
کلا فیلم ک.ی.ری بود
اشتباه نکن! از واژهی درستی استفاده نکردی. از این به بعد بیشتر دقت کن.
می 25, 2008 در t 8:07 ب.ظ |
اون چیزی که میگی پیانو، البته سینتی سایزر، یا کیبورده، و در عکس آخر هم اون رادیاتور شوفاژه عزیزم!
پاسخ: تو داری به من یاد میدی؟ من خودم 8 ساله دارم با کیبورد، پیانو رو یاد میگیرم. این چیزییه که مصطلحه و من اگه میگفتم: «کیبورد» همه فکر میکردند، صفحه کلید کامپیوتر رو میگم. ولی درمورد دوم باهات موافق شدم وقتی رفتم دوباره فیلم رو به دقت دیدم! سوتی بزرگی بود… صداش رو فقط درنیار که آبرو داریم!
ژوئن 9, 2008 در t 9:27 ب.ظ |
بابادقت!
من حدودا با نظر فربدموافقم گرچه مجبورم میکنه یه بار دیگه فیلمو با دقت بیشتری نگه کنم